ابراهيم اصلاح عربانى

632

كتاب گيلان ( فارسى )

صاحب « مقالات الشعرا » دربارهء وى چنين نوشته است : « محمد انوار لاهيجى از ملازمان شاهزاده محمد معز الدين ، ولد شاه عالم بهادر ، خلف ارشد زيب اورنگ خلافت ، حضرت ظل الله عالم‌گير پادشاه ، هنگامىكه آن درة التاج شاهى در سيوستان تشريف فرمودند او به جهت تمشيت امورى ضرورى در بلده تته آمده از قضا راهى بقا شد . « 1 » » اوجى آگاهى چندانى ازين نازك‌انديش گزيده‌گوى نداريم تقى الدين كاشى مىنويسد : « از شعراى مقرر گيلان است ، اشعارش محققانه و اطوارش عارفانه واقع است ، اگرچه كم شعر است ، اما خوش‌گو و نازك‌سخن است . . . » « 1 » و اين اندك هم چيزى را ثابت نمىكند مگر آنكه ابيات زير تفكرات شاعرانه‌اش را به خواننده القا كند : هزار خرمن طاعت ، به يك جو اخلاص * فروخت اوجى وزين بيشتر نمىارزد * من خود بدم و خصلت و خويم همه بد * هرچيز كه انديشم و گويم ، همه بد تو خود نيكى و هرچه آيد ، ز تو نيك * من خود ز توام پس ز چه رويم همه بد ايازتالش ايازتالش فرزند ابراهيم بيك از ناموران و مهتران تالش و خان‌زاده‌اى والامقام بود . در عنفوان جوانى درد طلب بر دل و جانش مستولى گرديد ، مردانه گام در راه فقر و تصوف نهاد و براى عروج روح به مراحل كمال به تزكيه نفس پرداخت ؛ دست اخلاق و ارادت به سوى عارف بزرگوار حاج محمد جعفر مجذوب على شاه نعمت اللهى همدانى دراز نمود . چون پير دل‌آگاه در او جذبه و شوروحالى بديد ، دستگيرىاش نمود . اياز بيك تالش بااين‌كه در جوانى به عالم فقر تشرف جست ، بازهم تا « مرتبهء امارت و خانيت ترقى نمود . » « 1 » و به راستى اگر فقيرى در اين مرتبه دنيوى ، خاك‌نشينى حقيقت‌بين و خدمت گزين خلق الله باقى بماند ، مىتواند علو روحى خويش را به ثبوت برساند و چنين پيروزى اياز را دست داد . مؤلف « رياض العارفين » مىنويسد : « ظاهرا از خوانين صاحب جاه و باطنا از سالكان اين راه ، سرش پرشور و دلش پرنور و همت فقرايش ناصر . . . » « 2 » بود به تفنن شعر مىسرود ، از اوست : نبود عجب اگر دل ، بىخود كشد فغان را * با بار هجر جانان ، كو طاقت آسمان را بىنام و بىنشان شو ، تا زو نشان بيابى * كس با نشان نيابد ، آن را يار بىنشان را « 3 » بابا نصيبى گيلانى بابا نصيبى گيلانى شاعر شيرين‌سخن و صاحب ذوق از شاعران نيمهء نخستين سدهء 10 هجرى قمرى است كه در گيلان متولد شد . « 1 » وى در آغاز جوانى از گيلان خارج گرديد . در آن‌زمان شعر نغز و سليس پارسى به تكلفات بيموردى گرفتار شده و كاخ سخن از بنيان در حال فروريختن بود . بابا نصيبى با بيان مليح و طبع وقادش به جنگ با تكلفات برخاست و سخن‌سرايان چيره‌دستى چون بابا فغانى و ديگران او را در اين مبارزه بزرگ يارى كردند و دگرباره شعر و ادب پارسى رونق و جلوه‌اى خاص گرفت و با گرايشى كه به طرز بيان متقدمين داشت از سلاست و مضامين نو و سادگى باشكوه برخوردار گرديد . اگرچه بابا نصيبى را پرچمدار اين نهضت ادبى نمىتوان شناخت ولى بدون شك در زمرهء زبده‌ترين پيشگامان به حساب مىآمد و شايد به انگيزهء همين پيشگامى چون از گيلان به تبريز رفت خيلى زود قدرش را شناختند و مقدمش را گرامى داشتند . بعد از ورود به تبريز توسط بابا فغانى به دربار سلطان يعقوب آق‌قويونلو راه يافت . « 2 » در آن‌هنگام دربار سلطان يعقوب بن امير حسين بيك بن على بيك آق‌قويونلو قبله‌گاه شعرا و فضلا به شمار مىرفت و بابا نصيبى از همان آغاز معرفى با سحر بيان و شيرينى گفتار خويش ، شهريار آق‌قويونلو را متوجه خود ساخت و به نديمى وى ارتقا يافت . نصيبى به سال 944 هجرى قمرى در تبريز درگذشت ، « 3 » چند غزل زيبا از او به نام ديوان و چند غزل ديگر هم در كتابخانهء آستان قدس رضوى وجود دارد ولى ديوان كامل او در اختيار استاد محترم ركن الدين همايون فرخ بود كه بنا به نوشتهء خودشان به مهندسى فروخته شد و او هم اين نسخهء نفيس را كه ظاهرا منحصربه‌فرد بوده است با خود به آمريكا برد . اميد است كه به چاپ و نشر اين اثر مبادرت شود . شعر زير از اوست : بخرام كه صد چمن برويد * سرو و گل و نسترن برويد هرسو كه عرق‌فشان خرامى * گل بردمد و سمن برويد هرلاله بود پياله‌اى خون * كز تربت كوه‌كن برويد

--> ( 1 ) . تذكرهء مقالات الشعراء ، امير عليشير قانع تتوى ، با مقدمهء حسام الدين راشدى ، كراچى 1957 ميلادى ، صفحهء 20 . 1 . تذكرة خلاصة الاشعار و زبدة الافكار ، تأليف تقى الدين محمد بن شرف الدين على الحسينى كاشانى متخلص به ذكرى در سالهاى 975 تا 1016 هجرى قمرى ، نسخهء خطى كتابخانهء مجلس شوراى ملى شمارهء فهرست 334 ثبت 5506 . 1 . تذكرهء رياض العارفين ، رضا قلى خان هدايت ، به كوشش مهر على گركانى ، كتابفروشى محمودى ، تهران ، صفحهء 409 . 2 . همان كتاب ، همان صفحه . 3 . طرائق الحقائق ، محمد معصوم شيرازى ، به كوشش محمد جعفر محجوب ، تهران 1345 ، جلد 3 ، صفحهء 270 . 1 . تحفهء سامى ، سام ميرزا ، به كوشش وحيد دستگردى ، انتشارات ارمغان ، تهران 1314 ، صفحهء 110 . 2 . تذكرهء روز روشن ، مولوى محمد مظفر حسين صبا ، به كوشش محمد حسين ركن‌زادهء آدميت ، كتابخانهء سنائى ، تهران 1343 ، صفحهء 821 . 3 . آتشكدهء آذر ، آذر بيگدلى ، به كوشش حسن سادات ناصرى ، انتشارات اميركبير ، تهران 1338 ، جلد 2 ، صفحهء 858 .